چهار شنبه 18 دی 1392

سيامك اومده خونمون زنشم كه ميدوني يه عالمه بز و افاده داره اخييييييييييييييييييييييييييي برگشته به من ميگه اون بارچه رو بده به من بعد برا خودت يكي ميخري منم باكمال برويي گفتم نه خير بعدشم خريدي مثه مال من نباشه اهم باباي ديگه ميرم علومو كامل كنم نه بابا نظام اينجا نشسته اين ميره بيرون؟ تازه اين ميخاست منو بيرون كنه
نظرات شما عزیزان:

نويسنده : امير و فاطي
