پنج شنبه 28 آذر 1392

اون برا تابستون بود که3شب میکپیدم و2ظهر بیدار میشدم.
البته تو تابستون اون سال که زیاد اس میدادیم بیشتر باید از ندا خانم )عزراییلت(تشکر کنم چون حسابی کمک کرد خودشو جا دوست دخترم زد و حستبی حالت گرفتم البته همش برا شوخی بود.
و هنوزم میتونم س
ثابت کنم که....
بعد میگی خوشحالم.در ضمن18خیلی کمه. بعد م
نظرات شما عزیزان:

نويسنده : امير و فاطي
